مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

309

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

و فعليت پيدا مىكند ، ولى اگر رأى او به خطا رفت و به آن دست نيافت ، حكم فعلى ، همان حكم مجتهد است و حكم واقعى در مرحله انشا باقى مىماند . مرحوم « آخوند » صورت اول را معقول ، امّا به اجماع شيعه و اخبار متواتر ، باطل مىداند . همچنين صورت دوم را غير معقول ، و صورت سوم را مبتنى بر مسلك سببيت و موضوعيت در باب اعتبار اخبار ، و از لوازم ناگزير اين مبنا مىداند ، هرچند اصل اين مبنا را مردود مىداند . محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 179 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 406 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص ( 372 - 365 ) . حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص 697 . غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 2 ، ص ( 381 - 380 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص ( 96 - 95 ) . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص ( 622 - 617 ) . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص ( 434 - 430 ) . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 98 . تضاد رابطه بين دو امر وجودى يا دو قضيه كلّيه غير قابل جمع تضاد ، در منطق يكى از اقسام تقابل است و گفته مىشود كه ضد هر چيزى ، امر وجوديى است كه با آن چيز در يك زمان و مكان ( با لحاظ ساير شرايط ) اجتماع نمىكند ؛ براى مثال ، ضد سياهى ، سفيدى است كه هيچ‌گاه باهم در يك موضوع اجتماع نمىكنند ، هرچند ارتفاع هر دو محال نيست . در قضايا نيز هرگاه دو قضيه كلّيه از نظر موضوع و محمول متحد ، ولى از نظر كيف ( سلب و ايجاب ) مختلف باشند ، « ضد » محسوب مىشوند ، مانند : قضيه « هر انسانى متفكر است » كه ضد قضيه « هيچ انسانى متفكر نيست » مىباشد . از تضاد ، در بسيارى از مباحث اصول سخن به ميان آمده است ، مانند مبحث تنافى و تعارض ادله ، زيرا تنافى بين دو دليل يا به صورت تناقض است يا به صورت تضاد . در جايى كه مدلول دو دليل دو حكم متفاوت باشد ، تنافى به صورت تضاد نشان داده مىشود ، زيرا احكام شرعى با يكديگر تضاد دارند . بنابراين ، اگر مدلول دليلى وجوب نماز جمعه و مدلول دليل ديگر حرمت آن باشد ، تعارض اين دو ، به صورت تضاد است . « 1 » جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 59 . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 197 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 496 . تضاد حقيقى تعارض ذاتى مدلول دو دليل تضاد حقيقى ، در باب تعارض ادله مطرح است و مقابل تضاد عرضى مىباشد و آن ، تعارض بين دو دليلى است كه مدلول آنها ذاتا - صرف‌نظر از قرينه خارجى - با يكديگر تضاد دارند ، مثل اينكه مدلول يكى وجوب نماز جمعه و مدلول ديگرى حرمت آن باشد . نيز ر . ك : تضاد عرضى . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 500 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 113 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 130 . تضاد عرضى تعارض مدلول دو دليل ناشى از قرينه خارجى تضاد عرضى ، در باب تعارض ادله مطرح است و مقابل تضاد حقيقى و به معناى تعارض دو دليلى است كه تضاد بين مدلول آنها ذاتى نبوده بلكه عارضى مىباشد ؛ يعنى سبب تضاد مدلول آن دو ، امر ثالثى است ، مثل اينكه گفته شود : « يجب اكرام زيد » و در جمله ديگر گفته شود : « يحرم اكرام عمرو » و به كذب يكى و صدق ديگرى علم اجمالى داشته باشيم . نتيجه اين علم اجمالى آن است كه مدلول دو جمله ، بالعرض باهم تنافى پيدا مىكنند . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص ( 501 - 500 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 130 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 113 . تضمين فهماندن معناى يك كلمه در ضمن كلمه ديگر تضمين ، از احوال لفظ بوده و در ادبيات عرب داراى معانى متفاوتى است ، از جمله : اعطاى معناى چيزى ، به چيز ديگر و به بيان ديگر ، قرار دادن لفظى به جاى لفظ ديگر به سبب اينكه معناى آن را مىرساند . اين نوع تضمين در حروف و افعال وجود دارد ؛ براى مثال ، در آيه عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ « 1 * » به جاى كلمه « من » ، « با » آورده شده است ، با اين قرينه كه « يشرب » هميشه با « من » متعدى مىشود . تضمين در اسم به اين معنا است كه يك اسم هم‌معناى خودش و هم‌معناى اسم ديگرى را افاده نمايد ؛ براى مثال ، در جمله « حقيق علىّ أن لا اقول الا الحق » ، كلمه « حقيق » هم « سزاوار » و هم « حريص » معنا مىدهد . البته تضمين به اين معنا نوعى مجاز به حساب مىآيد .

--> ( 1 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 500 . ( 1 * ) . إنسان ( 76 ) ، آيه 6 .